خارجي
/ دريا نفر سومي را بايد بسازم نه از خون و گوشتاز طريق مونتاژ قطعات يك بدن به هم. رزوان دست نيلوفر را
گرفته و كنار ساحل قدم مي زنند فقط مي شنوم كه اين به آن مي
گويد دوستت دارم
و آن به اين پاسخ
مي دهد من هماي جنازه ي آب كشيده.
خارجي / بيستون
كتيبه خواني راولينسون
. بازگشت به سال 1837 و روزي كه او سه بار
تكرار كرد : اهورا مزدا تاج به سر دارد .
ابجد در نقش او به خود مي پيچد و طناب را گره
مي زند دور كمرش.