خارجي / دريا
نفر سومي را بايد بسازم نه از خون و گوشت  از طريق مونتاژ قطعات يك بدن به هم. رزوان دست نيلوفر را گرفته و كنار ساحل قدم مي زنند فقط مي شنوم كه اين به آن مي گويد دوستت دارم


 و آن به اين پاسخ مي دهد من هم  اي جنازه ي آب كشيده.

 

 

 

 

 

 

خارجي / بيستون

كتيبه خواني راولينسون . بازگشت به سال 1837 و روزي كه او سه بار

تكرار كرد : اهورا مزدا تاج به سر دارد .

ابجد در نقش او به خود مي پيچد و طناب را گره مي زند دور كمرش.

ماريا مينورسكي:

برف مي بارد .

ابجد :

در زمان داريوش سوم هم برف مي باريد؟

ماريا مينورسكي :

برف. برف. انگار دارد مي نشيند روي اين صفحات .